جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
712
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
زيبا « 1 » و هم جشن پادشاهى شهريار آمده بودند . بنابراين فرض خسرو در لباس فاخر آيين رسمى بين شاهدخت عروس شاهى در يك طرف كه تاج گلى در دست دارد و امپراتور در طرف ديگر تاجى را كه نيروى لشكرى رومى براى پادشاه باز - ستانده است به شهريار جديد تفويض مىكند ، اما ضمنا جاى ترديد است كه يكى از آن دو چهره صورت زن و يا اينكه اين داستان اصلا معتبر باشد . آن تصاوير به احتمال قوى شبيهى از صورت نمايندگان اعزامى است . قسمت پايين تقريبا سراسر پيكرهء عظيم سوارهء همين پادشاه است كه اسب و سوار هردو زره بر تن دارند . تازيان به اين حجاريها صدمهء بسيار وارد كردند و خطوط منقوش بر آنها ديگر خوانا نيست . شكارگاهها - گرداگرد طاق از مناظر شكار صحرائى گراز وحشى و گوزن پوشيده شده است . در صحنهء شكار گراز قايقهائى است كه نشان مىدهد در سر - زمين باتلاقى است و درياچههائى اينجا و آنجا هست و فيلهاى سنگين با سواران خود به بيشهها مىتازند تا گرازها را به طرف شاه كه در ميان صحنه است روانه سازند . در دوتا از قايقها چنگنوازان مشغولاند كه بعضى پنداشتهاند كه از دستهء زنانند و در قايق سوم مردها كف مىزنند و در وسط صحنه دو قايق ديگر است كه پادشاه با پيكرى عظيم در ميان يكى از آنها برپا ايستاده و كمان را تمام كشيده است و باز قايق ديگر شهريار را نشان مىدهد كه هالهاى دور سر دارد و تيرى از دست يكى از خدمتگزاران برمىگيرد ، درحالىكه نوازندهاى در همان قايق كنار او نشسته و چنگ مىنوازد .
--> ( 1 ) - با نام شيرين و كوه سنگين بيستون ايرانيان يكى از آن داستانهاى عشقى را قرين ساختهاند كه از لحاظ نبوغ ملى سخت گرامى است : فرهاد كه معروفترين حجار زمان خود بود كه شايد به فرمان خسرو ثانى براى ساختن و پرداختن همين حجاريهاى تاريخى اجير شده بود ، بنابر افسانه ، ديوانه - وار عاشق شيرين شده بود و شاه به او وعده فرمود كه اگر كوه بيستون را بشكافد و آب رودخانه را به كرمانشاه برساند مرادش حاصل خواهد شد . عاشق با اشتياق فراوان به اين كار پرداخت و هنوز از عهدهء آن كار عظيم ( كه آثار آن به هر نحوى كه تفسير شود هنوز باقى است ) چندان برنيامده بود كه شاه به دروغ بوسيلهء قاصدى خبر مرگ بانوى خود را به فرهاد داد . عاشق ناكام خود را از بالاى صخره فروانداخت و قطعهقطعه شد . سرگذشت اين عاشق زار را در سراسر شرق مىدانند و كوهشكنىهاى چند را تا حدود بلوچستان به اين داستان نسبت مىدهند .